ساعت

اگر خودم هم مانند ساعتم جلو رفته بودم حالا به همه جا رسیده بودم



قاصدک

قاصدکی

روی سنگ فرش خیابان

در انتظار یک دست

یک فوت

این همه رهگذر

کسی پیامی ندارد برای کسی ؟؟

قصه این همه تنهایی را

قاصدک ب کجا خواهد برد



زندگی مثه لیوان ترک خورده میمونه...

 زندگی مثل آب توی لیوانه ترک خورده میمونه..



بخوری تموم میشه..



نخوری حروم میشه..



از زندگیت لذت ببر چون در هر صورت تموممیشه!


تلخ ترین قهوه....

گارسون آمد …


پرسیدم : تلخ ترین قهوه ای که دارید چیست ؟


آهی کشید و جواب داد : زندگی


پرسیدم : با چه شیرین میشود ؟


جوابی نداد …


خواستم دوباره بپرسم که


سرانجام با یک پوزخند جواب داد :


شیرین شدنی نیست تا وقتی که ما انسان ها گناهکاریم !



حکایت زندگی ما...

میدونی چیه رفیق؟!

حکایت زندگی ما شده مث "دکمه ی پیراهن"

اولی رو که اشتباه بستی تا آخر اشتباه میری

بدبختی اینکه زمانی به اشتباهت پی میبری که به آخرش رسیدی...

خدایاااااا

ﺧﺪﺍﻳﺎﻫﺮﻛﺲ ﺑﻴﺎﺩﻡ ﻫﺴﺖ،ﺑﻴﺎﺩﺵ ﺑﺎﺵ !

ﺍﮔﺮ ﻛﻨﺎﺭﻡﻧﻴﺴﺖ،ﻛﻨﺎﺭﺵ ﺑﺎﺵ !

ﺍﮔﺮ ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ،ﭘﻨﺎﻫﺶ ﺑﺎﺵ !

ﺍﮔﺮﻏﻢﺩﺍﺭﺩ،ﻏﻤﺨﻮﺍﺭﺵ ﺑﺎﺵ !

 ﺧﺪﺍﻳﺎ ﺁﻧﮕﻮﻧﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﺑﺪﺍﺭ ﻛﻪ ﻧﺸﻜﻨﺪ

ﺩﻟﯽ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﻢ،ﻭ ﺁﻧﮕﻮﻧﻪ ﺑﻤﻴﺮﺍﻧﻢ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻭﺟﺪ ﻧﻴﺎﻳﺪ ﻛﺴﯽﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩﻧﻢ .

 ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ﻋﺰﻳﺰﺍﻧﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﺳﻤﺸﺎﻥ ﻣﻌﺮﻓﺖ،ﻭ ﻳﺎﺩﺷﺎﻥﺻﻔﺎﯼ ﺩﻝ،

ﭘﺲ ﺁﻧﮕﺎﻩ ﻛﻪ ﺩﺭﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺩﺳﺖ ﻧﻴﺎﺯ ﺑﺴﻮﯼ ﺗﻮ

ﻣﻴﺂﻭﺭﻧﺪ ﭘﺮ ﻛﻦ ﺍﺯﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺭﺣﻤﺖ ﺧﺪﺍﻳﯽ ﺗﻮﺳﺖ !...


قلب شکسته

کهنه فروش تو کوچمون داد میزد:
 
 "چراغ کهنه میخریم....
 
 وسایل شکسته میخریم"

بی اختیار داد کشیدم
 
 کهنه فروش قلب شکسته میخری؟
 
با یه لبخند تلخ گفت:
 
 اگه ارزش داشت که نمیشکست.

my god

خدای من؛ خطاهایم؛

خطاهایم لباس پستی و ذلّت تنم کرده؛

خواستم و نشد ...

آرزوهایم را ، امیدهایم را یکی یکی به آتش می کشم.


تا اندکی گرم شوم...!

چه طعم تلخ و زننده ای دارد این جراحت های افکارم

عکس

خدا همین جاست

خدا همین جاست ؛ نیازی به سفر نیست

خدا همان گنجشکی است که صبح برای تو می خواند …

خدا در دستان مردی است که نابینایی را از خیابان رد می کند

خدا در اتومبیل پسری است که مادر پیرش 

را هر هفته برای درمان به بیمارستان می برد.

خدا در جمله ی ” عجب شانسی آوردم ” است

خدا خیلی وقت است که اسباب کشی کرده و آمده نزدیک من و تو . . .

زندگی

زندگی مانند یک سوال چند گزینه ای است …

گاهی این گزینه ها هستند که باعث سردرگمی شما می شوند نه خود سؤال …

ارزش و مقام

سکه ها همیشه صدا دارند

اما اسکناس ها بی صدا

پس هنگامی که ارزش و مقام شما بالا میرود

بیشتر آرام و بی صدا باشید . . .



خوابیدن وجدانها

قصه خوابیدن وجدان ها


روی خوابیدن اصحاب کهف را هم


سفید کرده است !


خدایا ایه ای هم برای اینها نازل کن !

خوشبختی

همین که آرزوهایم را خاک کردم به آرامش رسیدم …

چه ساده بود خوشبختی !!!

رهبر ارکستر

گاهی وقتا لازمه مثل یک رهبر ارکستر رفتار کنیم :

به همه پشت کنیم و مشغول کار خودمون باشیم چون درست بعد از اینکه کارمون تموم شد ،

 همه ی اون کسانی که بهشون پشت کرده بودیم مجبورن بلند بشن و تشویقمون کنن …


متنی قابل تامل

سازنده‌ترین كلمه گذشت است ... آن را تمرین كن.

پرمعنی‌ترین كلمه ما است ... آن را به كار ببر.

عمیق‌ترین كلمه عشق است ... به آن ارج بنه.

بی رحم‌ترین كلمه تنفر است ... از بین ببرش.

سركش‌ترین كلمه حسد است ... با آن بازی نكن.

خودخواهانه‌ترین كلمه من است... از آن حذر كن.

ناپایدارترین كلمه خشم است... آن را فرو ببر.

بازدارنده ترین كلمه ترس است ... با آن مقابله كن.

با نشاط‌ترین كلمه کار است ... به آن بپرداز.

پوچ ترین كلمه طمع است ... آن را بكش

شلیک کن

به ماه شلیک کن

حتی اگر به هدف نزنی

در میان ستارگان فرود می آیی..

خدا که می دانست

گلوله نمی دانست
تفنگ نمی دانست
شکارچی نمی دانست
پرنده داشت برای جوجه هایش غذا می برد
خدا که می دانست...

شروع جهالت

مــزرعـه را..


ملـــخ هــا جــویــدنــد ! و مــا ...


بــــرایِ کـلاغهــا متـــرسک سـاختــــیم !


و ایـن بــود ، شــروعِ جـــــهالــت …!


دروغ

از پسرک فقیر پرسیدند :


تا بحال دروغ گفته ای ؟ پسرک گفت :


دروغ هایم زمانی شروع شد که :


موضوع انشایم این بود:


تابستان را چگونه گذرانده اید ؟

روزگار جهل...

در روزگار جهل

شعور ، خود جرم است


دنبال خدا نگرد

خدا در قلب کودک فقیریست در همسایگی حاجی.....

و حاجی  در میان عربها به دنبال خدا !!


قران

من شرمنده ام، اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هروقت در کوچه مان نوایت بلند میشود؛

همه از هم می پرسند:

چه کسی مرده است؟!(دکتر علی شریعتی)


ادعای رفاقت

برای هر کس که ادعای رفاقت می کند درب را باز نکن،

خیلی ها مثل بچه ها درب را میزنند وفرار می کنند.

 

گاهی وقت ها...


رایگان

همواره به یاد داشته باشیم که

بهترین چیزها در زندگی رایگان هستند :

لبخند ... دوستی ... خانواده ... استراحت ...محبت ... خنده ... خاطرات شیرین

قشنگ ترین قایق

ساحل دلت را بخدا بسپار خودش قشنگترین قایق را برایت می فرستد.


مقصر چه کسی است؟

من به مدرسه میرفتم تا درس بخوانم 
تو به مدرسه میرفتی به تو گفته بودند باید دکتر شوی 
او هم به مدرسه میرفت اما نمی دانست چرا ؟

من پول تو جیبی ام را هفتگی از پدرم میگرفتم 
تو پول تو جیبی نمی گرفتی همیشه پول در خانه ی شما دم دست بود 
او هر روز بعد از مدزسه کنار خیابان آدامس میفروخت ...
معلم گفته بود انشا بنویسید 
موضوع این بود علم بهتر است یا ثروت ؟

این داستان واقعا قشنگه...لطفا تا تهش بخونید...مر30


ادامه نوشته

آرامش چیست؟

آرامش چیست  ؟

 نگاه به گذشته و شکر خدا

 نگاه به اینده و اعتماد به خدا

 نگاه به اطراف و جستجوی خدا

 نگاه به درون و دیدن خدا

لحظه هایت سر شار از بوی خدا  . . .




نفس!!!

به شیطان گفتم: لعنت بر تو باد

لبخند زد

پرسیدم: چرا میخندی؟

... پاسخ داد:از حماقت تو خنده ام میگیرد!

پرسیدم :مگر چه کرده ام؟

گفت: مرا لعنت میکنی در حالی که هیچ بدی به تو نکرده ام!

با تعجب پرسیدم:پس چرا زمین میخورم؟

جواب داد: نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای...

نفس تو هنوز وحشی است..

تو را زمین میزند.

پرسیدم:پس تو چه کاره ای؟

گفت: هروقت سواری آموختی برای رم دادن اسب تو خواهم آمد...

 فعلا برو سواری بیاموز