...

خدایا ...
بی تو به اوج نخواهم رسید
چون پیچکی که بی ســـتون
تا همیشه سهمش خاک است
و حسرتش آسمان ...‬

خدایا

از تمام روزنه های نا امیدی ام که عبور میکنم
کافیست تنها نام تورا بشنوم
تمام نا امیدی هایم امید میشود
خــــــــــــــــــــــــدایا

امــروز کــسـی از مـنــ پــرسیـد چـند ســال داری ؟؟
گــفتــم روزهــای تــکـراریـــ زنــدگیــم را کهــ خـط بـزنـم 

کــودکــی چـنـد ســالهــ ام !!

خط فاصله

میان آنهمه الفـــــــــــ و بــــ دبستان ،

آنچه در زندگی واقعیت داشتـــــــ،


خط فاصله بـــود...!

من به دنبال کسی می گردم...

بیشمارند آنهایی که نامشان آدم است

ادعایشان آدمیت

کلامشان انسانیت

رفتارشان صمیمیت

حال....

من به دنبال یکی می گردم که

نه آدم باشد...

نه انسان...

نه دوست و رفیق صمیمی

تنها صاف باشد و صادق

پشت سایه اش خنجری نباشد برای دریدن...

هیچ نگوید

فقط همان باشد که سایه اش می گوید

صاف و یکرنگ...

گونه های خیس

ببينمت. . .

گونه هايت خيس اســـت . . .

باز با اين رفيق نابابت . . نامش چه بود؟ هان! باران. . .

باز با ;باران ; قدم زدي ؟

هزار بار گفتم باران رفيق خوبي نيست براي تنهايي ها . . .

همدم خوبي نيست براي درد ها . . .

فقط دلتنگي هايت را خيس و خيس و خيس تر ميکنــــــد .

دلم

آسمـــان اینجـــا آبـــی سـتـــ!!

مـــن بیــن غـــریبـــه هـــا نیستـــم...همـــه آشنـــاینــد!

میـــدانـــی؟
...
پـــوسیــده اســتـــ...

دلـــــم بیــن همـــه آشنـــایـــانـــ غـــریبـــه!

............احســـــاس حبــــاب را حــــالا میفهمـــم...

وقتـــی روی آب نگــــران تـــرکیـــدن اسـتـــ.




کربلای دل

عاشورا هر روز در کربلای دلمان اتفاق می افتد.
کوشش کنیم حسین دل، به دست یزید نفس، تشنه لب شهید نشود . . .


بادها،نوحه‌خوان

بيدها،دسته زنجيرزن

لاله‌ها،سينه‌زنان حرم باغچه

بادها،در جنون .بيدها،واژگون

لاله‌ها،غرق خون

خيمه‌ی خورشيدسوخت

برگ‌ها،گريه‌کنان ريختند

آسمان،کرده به تن پیرهن تعزیه

طبل عزارا بنواز ای فلک...