یک بار

یک بار از کنار دریا عبور کردی...

یک عمر، امواج برای بوسیدن جای پایت می آیند و می روند...


زیاد نزدیک می سوزیم


هنر اصلی هنر فاصله هاست...

زیاد نزدیک به هم می سوزیم

زیاد دور ، یخ می زنیم...


خدا


هر گاه در زندگی ات گیری پیش آمد و راه بندان شد ،

بدان خدا کرده است.زود برو با او خلوت کن و بگو :

با من چکار داشتی که راهم را بستی ؟

هرکس گرفتار است در واقع گرفتار یار است.
"عارف بالله مرحوم دولابی"

نامه ی یک پیرزن به فرزندش که در جنگ بود!

متن نامه:

«فرزند قهرمانم! من که پیرزنی هستم ضعیف و نمی توانم در کنار شما فرزندان دلیر اسلام،

بر علیه دشمنان قرآن بجنگم، این جوراب را برایت بافته، تقدیمت می کنم تا در راه پاسداری از

انقلاب اسلامی، پاهای استوارت از سرما نلرزند.

پیروز باشی، مادر تو: سارا فخیمی»






روسری ات را بردار تا ببینم بر شب موهایت 

چند زمستان برف نشسته است،

تا من به بهار رسیده ام ...


مادر...